تبليغاتX
ل ی د و

سلام

           ۲خرداد۸۷

+ لیدو |


زیر باران بيا قدم بزنيم
حرف نشنيده اي به هم بزنيم

نو بگوييم و نو بينديشيم
عادت كهنه را به هم بزنيم

و ز باران كمي بياموزيم
كه بباريم و حرف كم بزنيم

كم بباريم اگر، ولي همه جا
عالمي را به چهره نم بزنيم

چتر را تا كنيم و خيس شويم
لحظه اي پشت پا به غم بزنيم

سخن از عشق خود بخود زيباست
سخن عاشقانه اي به هم بزنيم

قلم زندگي به دست دل است
زندگي را بيا رقم بزنيم

«سالكم» قطره ها در انتظار تواند
زير باران بيا قدم بزنيم

مجتبي كاشاني

۵ دیماه ۸۲

                                                           ۷بهمن۸۶

+ لیدو |


تا با غم عشق تو مرا کار افتاد

بیچاره دلم در غم بسیار افتاد

بسیار فتاده بود اندر غم عشق

اما نه چنین زار که این بار افتاد

 

 

 

عاشق و . . .

آزاده و . . .

جاودانه و ابدی . . . شدم

تا ابد عاشق و آزاده باشی 

* تو                                       ۷ بهمن ۸۶

+ لیدو |


قول داده بودم به در بازی یلدا شرکت کنم.

خب اینم بازی به سبک لیدویی . . .

چیزایی رو می نویسم که  . . . خودت بخون 

۱ - من یه غول دارم . (ادامه نداره .کنجکاو شدی تقصیر خودت)

۲ - دلم برای بابام خیلی تنگ شده .چون یهو رفت گاهی باهاش قهر می کنم .

۳ - دوست دارم نقلی رو ببینم .

 - چی بگم ؟ چه بازی سختیه . اجازه دوتا دیگه اش رو بهدن می گم . . .   

+ لیدو |


آرامش آن چیزی نیست که

در مکانی بی سر و صدا

بی مشکل

بی کار سخت

یافت شود .چیزی است که می گذارد

در میان شرایط سخت

آرامش در قلب ما

حفظ شود .

این معنای حقیقی آرامش است .

* یه تلنگر با کمک تلگر 

                                                  ۱۱ دی ۸۶

+ لیدو |


من بی سیستم کامپیوتر نمی تونم وب لاگ بنویسم

الانم زیر سقف خونه ننشستم

بله سیستم جان رفته به دیاری دیگر در کنار یاری  دیگر

خوشحالم که تعداد دوستام کم و

مهربونیشون اندازه هفت دریاست ...

به امید دیدار              ۱۷ آذر ۸۶

+ لیدو |


می شود پرده چشمم پر کاهی  ...  گاهی

دیده ام هر دو جهان را به نگاهی  ...    گاهی

مقصد عشق بسی طول و دراز است ولی

طی شود جاده صد ساله به آهی ...    گاهی

در طلبــــــــــ کوش و مده دامن امیـــد زکف

دولتی هست که یابی سر راهی ...    گاهی

 

* این چند بیت رو چنان عمیق و آروم می خونه که

باورش خیلی خیلی ملموس می شه برام  که

دولتی هست که یابم سر راهی

گاهی ...                                 ۲۱ آبان ۸۶

+ لیدو


 کسی اولویت زندگیت باشه  که ...

 تو فقط براش یه انتخاب  میون بسیار انتخاب باشی ...

 چی می شه ؟ ؟ ؟   

. . .

آشفتگی هم                                    ۱۹ آبان ۸۶

+ لیدو |


سالها پیش  یه دوست عزیز یه کاست هدیه داد بهم

با صدای" بیژن بیژنی " ...خدا چه نعمتهایی رو برهان قدرت خودش کرده

 والله احسن الخالقین

امروز  که بهش گوش می دم  دلم می خواد شعرش رو بنویسم

حیف که بلد نیستم موسیقی  بذارم اینجا. . .

 بیا ... بیا...  دلدار من  ... دلدار من ...

در آ... در آ... در کار من ... در کار من ...

تویی ... تویی ... گلزار من ... گلزار من ...

بگو ... بگو ... اسرار من ... اسرار من ...

...

تویی... تویی... هم کیش من ... هم کیش من ...

تویی ... تویی ... هم خویش من ... هم خویش من ...

هر جا روم با من روی ... با من روی ...

هر منزلی محرم شوی ... محرم شوی ... محرم شوی ...

...

روز و شبم مونس تویی ... مونس تویی ...

 دام مرا خوش آهویی ... خوش آهویی ...

...

ای شمع من بس روشنی  ... بس روشنی ...

در خانه ام چون روزنی ... چون روزنی ...

...

 بیا ... بیا ... دلدار من ... دلدار من ...

در آ ... در آ ... در کار من ... در کار من ...

تویی ... تویی ... گلزار من ... گلزار من ...

بگو ... بگو ... اسرار من ... اسرار من ...

...                                                              ۱۵ آبان ۸۶

+ لیدو |


کلمه "دوست  "

حس  ه

عجیب      

گیرا  

و   گرمی   

در قلب و روحم زنده می شه  . 

شاید به  رابطه  سرشار از صداقت دوستانم بر می گرده .

 شاید به همین دلیل  وقتی کسی من رو دوست خطاب می کنه

 احساس می کنم  یه صداقت و بی  نیرنگی  پر رنگی میونمون شکل گرفته .

البته 

این خطر هم هست که  حساسیت به این شکل  نمای واقعیت رو کم رنگ کنه

پس آگاهانه به حسم میدان می دم

این جوری بهتره .

یه جایی خوندم :

لذت داشتن يه دوست خوب

 توي يه دنياي بد       مثل

 خوردن يه فنجون شكلات گرم زير برفه !

 درسته که هوا رو گرم نميکنه

ولی دلتو گرم ميکنه .

. . .                  ۸ ابان ۸۶

 

+ لیدو |


از  ندونستن خودم به درد اومدم وقتی فهمیدم :

کارگران مشغول به کار در مراکز تولید نایلون‌هاي مشكي رنگ، مبتلا به انواع بیماری‌های ریوی، پوستی و سرطان‌های رایج هستند.


به گزارش «جهان»، نایلون‌های مشکی که برای استفاده شهروندان در اختیار آن ها قرار می گیرد، کاملا" غیر بهداشتی و سرطان زا است. کارگران مشغول به کار در مراکز تولید این‌گونه نایلون ها مبتلا به انواع بیماری های ریوی، عصبی، پوستی و سرطان های رایج هستند.

یک سرپرست مرکز تولید نایلون‌های مشکی در گفت و گو با«جهان»، گفت: این نایلون های مشکی ترکیبی از خون خشک شده، نایلون های اجساد سردخانه ها، لباس های به جا مانده از اجساد تصادف ها و انواع زباله‌های کثیف است.
وی افزود: متأسفانه هم خودم مبتلا به سرطان شده ام و هم تمام کارگرهای من مبتلا به انواع بیماری‌ها شده اند.
این سرپرست مرکز تولید نایلون های مشکی خاطرنشان کرد: من به طور کامل تولید این نایلون ها را کنار گذاشته ام و فکر می کنم بیماری سرطانم جریمه این عمل خلافم بوده است.
وي گفت: پس از مدت چند سال كار مداوم براي توليد اين نايلون ها اكنون 2 تا 3 بار در روز خون بالا مي آورم و خود را در چنگال مرگ مي بينم.
وي در پایان با اشاره به اعلام وزارت بهداشت مبني بر غير بهداشتي بودن اين نايلون‌ها، گفت: با اين وجود تا امروز هيچ گونه نظارت جدي از سوي وزارت بهداشت براي جلوگيري از توليد و توزيع اين نوع مواد خطرناك صورت نگرفته است ، اما امیدوارم وزارت بهداشت به طور جدی این مسئله را پیگیری کرده و بساط آن را جمع کند.

خبر از اینجاست                                                 ۵ آبان ۸۶

+ لیدو |


باران گفت

نمی بوسمت

سرما میخوری!!!

(محمد علی بهمنی)        ۲۸ مهر ۸۶

+ لیدو |


دوست دارم این متن رو مز مزه کنم فقط . همین فعلا ...

این همه گندم، این همه کشتزارهای طلایی، این همه خوشه در باد را که می خورد؟

آدم است، آدم است که می خورد.

 این همه گنج آویخته بر درخت، این همه ریشه در خاک را که می خورد؟

 آدم است، آدم است که می خورد.

این همه مرغ هوا و این همه ماهی دریا، این همه زنده بر زمین را که می خورد؟

آدم است ، آدم است که می خورد.

هر روز و هر شب، هر شب و هر روز زنبیل ها و سفره ها پر می شود، اما آدم گرسنه است.

آدم همیشه گرسنه است.

دست های میکائیل از رزق پر بود. از هزار خوراک و خوردنی.

اما چشم های آدمی همیشه نگران بود. دست هایش خالی و دهانش باز.

میکائیل به خدا گفت: خسته ام ، خسته ام از این آدم ها که هیچ وقت سیر نمی شوند.

خدایا چقدر نان لازم است تا آدمی سیر شود؟ چقدر !

خداوند به میکائیل گفت: آنچه آدمی را سیر می کند نان نیست، نور است.

تو مامور آن هستی که نان بیاوری. اما نور تنها نزد من است

و تا هنگامی که آدمی به جای نور، نان می خورد گرسنه خواهد ماند.

میکائیل راز نان و نور را به فرشته ای گفت.

و او نیز به فرشته ای دیگر.

و هر فرشته به فرشته دیگری تا آنکه همه هفت آسمان این راز را دانستند.

تنها آدم بود که نمی دانست.

اما رازها سر می روند. پس راز نان و نور هم سر رفت.

و آدمی سرانجام دانست که نور از نان بهتر است.

پس در جستجوی نور برآمد.

در جستجوی هر چراغ و هر فانوس و هر شمع.

اما آدم، همیشه شتاب می کند. برای خوردن نور هم شتاب کرد.

و نفهمید نوری که آدمی را سیر می کند نه در فانوس است و نه در شمع.

نه در ستاره و نه در ماه.

او ماه را خورد و ستار ها را یکی یکی بلعید.

اما باز هم گرسنه بود.

خداوند به جبرئیل گفت: سفره ای پهن کن و بر آن کلمه و عشق و هدایت بگذار.

و گفت: هر کس بر سر این سفره بنشیند، سیر خواهد شد.

سفره خدا گسترده شد؛ از این سر جهان تا آن سوی هستی.

اما آدم ها آمدند و رفتند. از وسط سفره گذشتند

و بر کلمه و عشق و هدایت پا گذاشتند.

آدم ها گرسنه آمدند و گرسنه رفتند.

اما گاهی، فقط گاهی کسی بر سر این سفره نشست و لقمه ای نور برداشت.

و جهان از برکت همان لقمه روشن شد.

و گاهی ، فقط گاهی کسی تکه ای عشق برداشت

و جهان از همان تکه عشق رونق گرفت.

و گاهی، فقط گاهی کسی جرعه ای از هدایت نوشید

و هر که او را دید چنان سرمست شد که تا انتهای بهشت دوید.

سفره خدا پهن است اما دور آن هنوز هم چقدر خلوت است.

میکائیل  نان قسمت می کند. آدم ها چنگ می زنند و نان ها را از او می ربایند.

میکائیل گریه می کند و می گوید: کاش می دانستید، کاش می دانستید که نور از نان بهتر است.  

                                                                                                                       ۲۲مهر۸۶

+ لیدو |


لیدو ...

آرامش ساحلت رو بر هم زدم

تنهایی شبت رو پر از صدا .

تو حیاط خونه قدم می زدم

لاله عباسی ها از سوزان آفتاب تابستون نفسی دارن می کشن

 خودشون رو رها می کنن و عطرشون تو سرمای هوا بیرون نگهم می داره

محبوبه شب که غوغا کرده

چه رایحه هوش بری

و آرام شب ، با چشمهای گیرا ، خواهش می کنه زیر آسمونش بمونم

 می خواد زیباترین تنهاییش رو تو کم سوی ستاره هاش با هم سهیم بشیم

کنارش می مونم .

من نمی تونم دل نسیم رو بشکنم

وقتی می خواد با شوق با انگشتام بازی می کنه

بهش بگم خیلی سردی

ولی تا ساعتها از سرمای انگشتام خوابم نمی بره .

لیدو

دلم برای پچ پچ با گوش ماهی های ساحلت

سخت

بی تاب شده و تنگ .                                         ۱۶ مهر ۸۶

+ لیدو


چه خلوتی ...       ۱۴ مهر ۸۶

+ لیدو |


 دریاپری  دیگه نمی نویسی

از ننوشتنت  و نخوندن نوشته هات دلم گرفت

 بی هیچ نشونی ، نبودن  یعنی خیلی به تنهاییت نیاز داشتی

پس منتظر بازگشت  پربارت هستم .                        ۷شهریور ۸۶

+ لیدو |


انسانهاي سالم 

خوشبختي را تعقيب نمي كنند،

بلكه

 زندگي مي كنند

وخوشبختي پاداش آنان است .                ۶ شهریور ۸۶

+ لیدو |


جمله بی قراریت، از طلب قرار توست

 طالب بیقرار شو تا که قرار آیدت

چقدر به حال امروز من  ربط داره

خیلی بیقرار  بدست آوردن قرار شده بودم امروز

ولی فقط بی قرار ی بیشتر نصیبم شد .

و باز هم  از تلنگرت سپاس دولت عشق

+ لیدو |


وقتی گریبان عدم با دست خلقت می درید

وقتی ا بد چشم تو را پیش از ازل می آفرید

وقتی زمین ناز تو را در آسما نها می کشید

وقتی عطش طعم تو  را با اشک ها یم می چشید

من عاشق چشمت شدم نه عقل بود و نه دلی

چیزی نمی دا نم از این دیوا نگی و عاقلی

یک آن شد ا ین عاشق شدن دنیا همان یک لحظه بود

آن دم که چشما نت مرا از عمق چشما نم ربود

وقتی که من عاشق شدم  شیطان به نامم سجده کرد

آدم زمینی تر شد و عالم به آدم سجده کرد

من بودم و چشمان تو نه آ تشین و نه گلین

چیزی نمی دا نم از این دیوا نگی و عاقلی   

* شعر پایانی سریال مدار صفر درجه است .                     ۳۱ مرداد ۸۶

+ لیدو |


پرسيدند : فرق بين شوق و اشتياق چيست؟

گفت: شوق به ديدار فرو نشيند ولي

 اشتياق زياده شود و فزوني گيرد.                                      ۱۹ مرداد ۸۶

+ لیدو |


یه گفت و گوی ه خوب و خندان ...

باخنده می گه  : دیوونه !

می خندم .

می گه : ناراحت می شی  ؟

می گم نه .

می پرسه : چرا ؟

من : دیوونه برای من یه چیزی شبیه بوسیدنه

دیوونه یه بوسه کلمه ای ه .

تو وقتی سرشار از شوق شدی

 وقتی از صحبت کردن لذت بردی

وقتی دلت می خواد از خوشی هی بخندی

یه کم که خندیدی 

یه کم که خوش بودی

یه عالمه دیگه خوشیت رو می ریزی تو کلامت

می گی " دیووووووووونه "

یعنی 

اگر تو با ا ین معنی نمی گی هر وقت من می گم تو این معنی رو برداشت کن .                  ۱۵ مرداد ۸۶

+ لیدو |


این ترانه انتهای کارتون " شهر اشباح "

 

 

یه جایی

صدایی از اعماق قلبم صدا می زنه

ممکنه همیشه خواب ببینم

رویاهایی که قلبمو می بره

با اشک و.....

اندوه و......

غم بسیار......

 

می دونم

 اون طرف

یه جایی

من

 پیدات می کنم .

 

هر وقت که زمین می خوریم

به آسمون آبی بالای سرمون نگاه می کنیم

و با رنگ آبی اون بلند می شیم

اما

 اولین بار....

جاده طولانی

تنهایی

انتهایی دور دست

ونا پدید شدن.

 

می تونم با این دو دستم

روشنایی رو در آغوش بگیرم.

 

وقتی که خداحافظی کنم

 قلبم از حرکت می ایسته

در احساس لطیف

 تن سا کت وخالی من

به چیزی که حقیقت داره

گوش فرا می ده

 تعجب از زندگی

 تعجب از مردن.

اون وقت با باد وشهر و گلها

 با هم می رقصیم .

 

 

 جایی

 یه صدایی

 ا ز اعماق قلبم بهم می گه

خوابهات را ببین

نذار جدا بشن

ما از غم شما

 یا اندوه دردناک زندگی

 صحبت می کنیم

گاهی هم به جای صحبت

آوازی برای شما سر می دیم

زمزمه صدا .

ما هرگز نمی خوایم فراموش کنیم

در هر خاطره گذرایی

همیشه راهنمایی برای شما وجود دارد .

 

وقتی که یه آینه شکسته می شه

تکه های متلاشی شده روی زمین

پخش می شن

اون وقت

نگاههایی از زندگی جدید

دور تادور ما منعکس می شه .

 

پنجره آغاز

آرام وبی حرکت

نور جدیدی از سپیده دم .

 

 بذار تن خالی  ساکت من

پر بشه و احیا بشه.

 

نه نیازی به  جستجوی بیرون هست

 نه از دریا با قایق گذشتن

بذاردرون من بدرخشه.

درسته اینجا درون منه 

 من یه روشنایی یافتم

که همیشه همراه منه 

 یه روشنایی که همیشه

                                   با منه                                ۸ مرداد ۸۶

 

+ لیدو |


هرگز حدیث حاضر غایب شنیده ای ؟

من در میان جمع و دلم جای دیگریست

* شاعرش رو می شناسید ؟                                        ۷ مرداد ۸۶

+ لیدو |


 می دونی فرق  " م "   با   " ه "   چیه ؟

یه کم کمک کنم 

این کلمه ها  برات یه جورن  ؟

مدادم                         مداد ه  ( یه مدادی )

اتاقم                           اتاق ه ( یه اتاقی بی ربط به مال من )

خوشم                         خوش ه 

این دوستم                  اون دوست ه

 کلی حرف می زنیم با همین تفاوت به ظاهر کوچیک  .

بعد می تونیم  بگیم  منظوری نداشتم  . همین جوری گفتم ... مگه نه ؟

* فهمیدنش سخته یه کم  . منم که فهمیدم با کمک نیرو ی کمکی بود  .             ۳ مرداد ۸۶

+ لیدو |


برای تولد دوتا پسر کوچولو

 که البته منم دعوت شدم  به طور رسمی

رفتم فروشگاه اسباب بازی

اون که کلی ذوق و هیجان مرا در بر گرفته بود یه طرف  

 یه اسباب بازی خریدم  به نام دوز

یکی از انواع دوز

 اومدم خونه 

با داداش بزرگه نشستیم بازی کردیم

 تازه فهمیدیم چه بازی خلاقیت زا یی  است .

+ لیدو |


دست تقدیر 

همون دستای خودته .

دستای خودم ؟                                                   ۲ مرداد ۸۶

+ لیدو |


نان را از من بگیر ، اگر می خواهی ،

هوا را از من بگیر ، اما

خنده ات را نه .

. . .

خنده ات که رها می شود

و پرواز کنان در آسمان مرا می جوید

تمامی درهای زندگی را

به رویم می گشاید .

. . .

آنگاه که چشم می گشایم و می بندم ،

آنگاه که پاهایم می روند و باز می گردند ،

نان را ، هوا را ،

روشنی را ، بهار را ،

از من بگیر

اما خنده ات را هرگز

تا چشم از دنیا نبندم .

 . . .        پابلو نرودا                                                        ۳۰ تیر ۸۶

+ لیدو |


احساس   از دست دادن    دارم

که برنامه "بهاره  هنرپرور"

کوله پشتی رو ندیدم .                                                      ۲۸ تیر ۸۶

+ لیدو |


زندگی

حیرتـــــــــــــــی  است

همیشگی                                                           ۱۷ تیر ۸۶

+ لیدو |


نابیناها برای چی  نابینا آفریده شدن ؟

ما بیناییم ؟

چی رو می بینیم ؟

تفاوت قدرت بینایی ما بینا ها با توانایی نا دیدن اونا چقدره ؟

 آیا ما همه در یه تاریکی رنگارنگ و متنوع نیستیم ؟

آیا همه مون برای روشن کردن این تاریکی تلاش نمی کنیم ؟

آیا همه مون به شکلی نابینا نیستیم ؟                                              ۱۳ تیر ۸۶

+ لیدو |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

کوچکترین دختر دنیا
من خدا را از نو کشف کرده ام
پرشی
بلاگفا
MS
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

خرداد 1387

بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385



پیوندها

سنجاق قفلی
بی دل
گل یخ
تلنگر
نقلی


    تعداد بازديدها:

Night Skin:طراح قالب
POWERED BY: BLOGFA.COM

RSS