تبليغاتX
لیدو

 این که بدونی

کجا می خوای بری

مهم تر از اینه

که با چی می خوای بری .

یه سرخپوست 

از این دست جمله زیاد شنیده بودم

ولی این یکی  یه تاثیر خاص داشت

یکیش به این خاطر ه

که حتما تو موقع شنیدنش در

یه آمادگی جذبش بودم

یکیش این که سرخپوست ها

یه جور خاصی حرف می زنن

 با ایمانی قاطع

مطمئن از حرفی که می زنن

و جالب ترش اون قدر حرفهاشون

رو بهش ایمان دارن

که اون حرف رو زندگی می کنن و

 گاهی بیانش می کنن

من با سرخپوستا یه قرابت خاصی احساس می کنم

 آهای اقوام نادیده من

. . .                                                      ۱۳ فروردین ۸۶

+ شنبه هجدهم آذر 1385زمان 1:48 - لیدو |


گل شدن

خاصیت هر دانه است .

هر چند از دانه تا گل راه درازی باشد

اصلا دانه آمده که

از دانه بودن بمیرد

و بشکافد

و پوست بیاندازد

و گل بشود

و روزی بشود

آنچه که باید بشود.

. . .

+ جمعه هفدهم آذر 1385زمان 20:47 - لیدو |


-چی باعث شد سوالت رو نپرسی ؟

-  ترس از

  رنج

  شنیدن

  جوابی

  غیر از

  جواب

  مورد نظرم .

- آهان حالا شدی بچه آدم و حوا

حالا که فهمیدی چی می شه ؟

- می پرم توی ترس

درست وسطش

-این همونه

+ جمعه هفدهم آذر 1385زمان 20:45 - لیدو |


اتاقم که خیلی به هم می ریزه

یا به همش می ریزم

برا مرتب کردنش

اول ماتم می گرفتم 

حالا یه کار دیگه می کنم

از یه قسمت شروع می کنم

 مثلا تا کردن لباسا و اینا

و به جاهای دیگه اش نیگا نمی کنم

 اصلا بهش محل نمی ذارم

به من چه  اصلا

فعلا همین تیکه فقط

 هی تیکه تیکه

کارا رو انجام می دم

 آخرش هم جاروی کف می مونه

 و تمام

رتق و فتق امور جهان هم

 شبیه همینه

 اینجا نشستم

 هوای ملت آسیب دیده اون ور

کره زمین

 بخوام یاریشون کنم

 و این حرفا ...

نه

 از همین جلوی دستم

 مرتب کردن رو شروع کنم

 عاقلانه تره

 از خودم

و اطراف خودم

همچین هم آسون نیس

یه کم ماتم بگیرم

چاشنیش بشه

خب شروع کنم

. . .

 

+ جمعه هفدهم آذر 1385زمان 17:58 - لیدو |


عید خوبی گذشت

یه روزش مونده

خوشحالم که به بچه هام تکلیف عید ندادم

عید زهر مارشون می شد

 

+ پنجشنبه شانزدهم آذر 1385زمان 17:51 - لیدو |


این داستان  رو هر روز چندبار بنویسم ؟

جریمه هم می شم اگر ننویسمش ؟

اگر فقط بخونمش چی ؟

ای بابا

اگر کم کم یاد بگیرم زندگیش کنم چی ؟

 بازم باید بخونم وبنویسم و یادم بمونه ؟

باشه . . .

پس یه بار بنویسم فعلا

يک روز و هزار سال


دو روز مانده به پايان جهان

 تازه فهميد که هيچ زندگي نکرده است

تقويمش پر شده بود

و تنها دو روز تنها دو روز خط نخورده باقي بود.

 پريشان شد و آشفته و عصباني نزد خدا رفت

تا روزهاي بيشتري از خدا بگيرد.

داد زد و بد وبيراه گفت ،

خدا سکوت کرد

جيغ کشيد و جار و جنجال راه انداخت 

خدا سکوت کرد

آسمان و زمين را به هم ريخت

خدا سکوت کرد

به پر و پاي فرشته ها و انسان پيچيد

خدا سکوت کرد

 کفر گفت و سجاده دور انداخت

خدا سکوت کرد

دلش گرفت و گريست و به سجاده افتاد

خدا سکوتش را شکست و گفت :

عزيزم اما يک روز ديگر هم رفت

تمام روز را به بد و بيراه و جار و جنجال از دست دادي

تنها يک روز ديگر باقي است

بيا و لااقل اين يک روز را زندگي کن

لا به لاي هق هقش گفت : اما با يک روز ؟ با يک روز چه کار مي توان کرد ؟

 خدا گفت :

آن کس که لذت يک روز زيستن را تجربه کند ،

 گويي که هزار سال زيسته است

و آنکه امروزش را در نمي يابد ،

 هزار سال هم به کارش نمي آيد . 

و آنگاه سهم يک روز زندگي را در دستانش ريخت

 و گفت حالا برو و زندگي کن

او مات و مبهوت به زندگي نگاه کرد که در

 گوي دستانش مي درخشيد اما مي ترسيد حرکت کند ،

 مي ترسيد راه برود ،

 مي ترسيد زندگي از لاي انگشتانش بريزد

قدري ايستاد بعد با خودش گفت :

وقتي فردايي ندارم ،

 نگه داشتن اين يک روز چه فايده ايي دارد

 بگذار اين مشت زندگي را مصرف کنم

آن وقت شروع به دويدن کرد

 زندگي را به سر و رويش پاشيد

زندگي را نوشيد

و زندگي را بوييد

و چنان به وجد آمد که ديد مي تواند تا ته دنيا بدود مي تواند بال بزند

او درآن يک روز آسمان خراشي بنا نکرد ،

 زميني را مالک نشد ،

مقامي را به دست نياورد 

 اما درهمان يک روز دست بر پوست درخت کشيد ،

 روي چمن خوابيد کفش دوزکي را تماشا کرد ،

سرش را بالا گرفت و ابرها را ديد

 و به آنها که او را نمي شناختند سلام کرد

و براي آنها که او را دوستش نداشتند از ته دل دعا کرد

 او در همان يک روز آشتي کرد

 و خنديد

 سبک شد

 لذت برد

و سرشار شد

 و بخشيد

 و عاشق شد

و عبور کرد

و تمام شد

او در همان يک روز زندگي کرد

 اما فرشته ها در تقويم خدا نوشتند

امروز او در گذشت ،

 کسي که هزار سال زيسته بود

. . .

+ چهارشنبه پانزدهم آذر 1385زمان 17:48 - لیدو |


زبان انگلیسی

به صورت دانشگاهی

بالاخره ثبت نام کردم

بالاخره می خوام بخونمش

هر چند کار می کردم روش

ولی یه جور حظ ناقص بود

و یه جور ولعم رو تشدید می کرد .                          ۱۲ فروردین ۸۶

 

+ چهارشنبه پانزدهم آذر 1385زمان 17:27 - لیدو |


یه نکته خفن تو  اون فیلمه

تا جایی که یادمه

تو فیلمای ایرانی

وقتی می خوان 

 مسجد یا امامزاده رفتن رو نشون بدن

خانوما رو چادری نشون می دن

یا کاربردای عقیدتی سیاسی از چادر

دارن

تو این فیلم 

جایی که نیاز به امنیت هست

یعنی همون بازار مخفی دارو ها

چادر میاد وسط

دفعه اول هم با یه مرد و اونم 

تا پای پلکان

نیاز به امنیت

نیاز به یه حفاظ هر چن نازک

نیاز به یه حمایت  حتا به کمرنگی یه لایه پارچه

رو تو اون لحظه ها حس کردم

نه

لمس کردم

درس مث خودم که

همه جا نمی تونم

 یه جور پوشش داشته باشم

گاهی تنم از ناراحتی بعضی جاها 

فشرده می شه  در خودش

و من صداش رو می شنوم

و گاهی بر عکس

و گاهی در میانه 

 و چه زیرکانه

 و چه کوتاه 

 بازتابی از اطرافمون نشون داد

این فیلم

 

+ سه شنبه چهاردهم آذر 1385زمان 14:42 - لیدو |


یک رهاوردش

انتظار

مفهوم انتظار

وقتی منتظر چیزی هستم

کمتر می بینمش

وقتی منتظرش نیستم

سرجاش آماده می شه

منتظر چیزی

منتظر کسی

منتظر اتفاقی

موندن

گاهی مغزم  رو پیاده می کرد

چن شب پیش بود

از خودم پرسیدم

تو چرا منتظری ؟

منتظر هستی که

 مثلا وقتی اتفاقی منتظرشی

 افتاد 

چی کار کنی ؟

یه کم برام بگو مثلا چی می شه ؟

دیدم جوابی برا خودم ندارم

دیدم خودم بیشتر راس می گه

 خب منتظر بمونم که بگم چن من ه ( من واحد جرم و یه ضرب المشل )

خب  حالا که فهمیدم

چی ؟

اهان

هیچی

دیگه منتظر هیچی نیستم

هر چی خودش اتفاق می افته

منم همین جا هستم  دیگه

البته این مقوله با کلی مقوله های دیگه

مث اینکه بدونم چی می خوام

و تلاش کردن و این حرفا

قاطی نمیشه

این فقط یه استراتژی ه

لیدو منتظر نیس

 حالا از اثراتش تو این چن روز

این که کلی بهم خوش گذشت

 کلی خیالم از همه چی تخت بود

کلی از خودم

زندگی

حوادث واتفاقای دور وبرم

کیفور شدم

بدون اینکه منتظر چیزی باشم که

حادث بشه

+ سه شنبه چهاردهم آذر 1385زمان 14:31 - لیدو |


میم مثل مادر رو دیدم

ماجرای دیدنش

خودش یه فیلم کوتاه می شه

بعد از شنیدنش

خواستم ببینمش

به یه کلوپ سر زدم

نداشت

چن روز گذشت

یه روز صبح که بیدار شدم

گفتم برم خونه دایی

یه روز با بچه ها و اینا 

کمی هم کارا رو ردیف کنیم و اینا

همین جوری  همین جوری ...

دایی که اومد

یه جفت سی دی اورد

که سی دی همین فیلم بود

باز سرم به کار گرم شد تا عصر

دیگه لباس پوشیده بودم بیام یاد

اون دو تا سی دی افتادم

همون جور شال و کلاه نشستم به دیدنش

و بعد باقی ماجرا ...

این اتفاق یه رهاورد  داشت برام

که با اتفاقای بعدی تکمیل شد  

+ دوشنبه سیزدهم آذر 1385زمان 12:36 - لیدو |


اول فک می کردم

برا نوشتن ترازنامه آماده ام

الان می بینم

آماده شدم تازه

+ دوشنبه سیزدهم آذر 1385زمان 12:20 - لیدو |


کتاب رو جلوم می ذاشتم

و یه جایی رو باز می کردم

 اول خودم می خوندم 

کیف می کردم

 فکر می کردم

 یاد می گرفتم

 بعد می نوشتمش

بعضی هاشون چه تکونی بود

+ یکشنبه دوازدهم آذر 1385زمان 12:19 - لیدو |


کلید های سیاه کی برد

زیر انگشتام

بنویس . . .                             ۱۱ فروردین ۸۶

+ یکشنبه دوازدهم آذر 1385زمان 12:11 - لیدو |


آخیش . . .

تازه شدم . . .

+ شنبه یازدهم آذر 1385زمان 11:5 - لیدو |


 

            

                                                                                        ۱۰ فروردین ۸۶

+ شنبه یازدهم آذر 1385زمان 11:2 - لیدو |


 

 هردو رو بخونیمش

                                                                    ۶ فروردین ۸۶

+ جمعه دهم آذر 1385زمان 11:59 - لیدو |


عاشق

و

.

.

.

آزاده

باشم

.

.

.

آی ی  ی

+ شنبه چهارم آذر 1385زمان 11:8 - لیدو |


از اون روزاییه

که می خوام

راه بیفتم

برم

برم

برم

برم

 تا هر جا که

به جایی نرسه

تا آفتاب از جلوم طلوع کنه

تا خورشید غروب کنه

تا ماه بیاد

و ....

من همچنان برم

این طوری

 با خاک

آب

 زمین

 همه جهانی که

من نقطه ای ازش هستم

 یگانه می شم

امروز

طعم زندگی می خوام

امروز

سکوتی تا بی نهایت

 امروز ....

باز کولی درونم

 می خواد منو بکنه

 به خودم پیوند بزنه

امروز

باز ققنوسم می خواد

خودشو بسوزونه

 و ققنوسی تازه

به پا کنه

. . . . .

. . . .

. . .

. .

.

.

.

برم تا قد این نقطه بشم

 

 

+ جمعه سوم آذر 1385زمان 10:49 - لیدو |


 

آریا بوم

 

+ پنجشنبه دوم آذر 1385زمان 10:43 - لیدو |


کانون روحم

به عشق تو

لرزید ...

+ پنجشنبه دوم آذر 1385زمان 10:40 - لیدو |


 

از  ترانه اش  خوشم میاد ...

 

+ پنجشنبه دوم آذر 1385زمان 10:39 - لیدو |


 

 

                              

 

+ چهارشنبه یکم آذر 1385زمان 10:29 - لیدو |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X


صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

سرویس ترجمه گوگل
قلم نیوز
coup88
عطر
لیلا - مازیار
کلید وبلاگ
صد
ParsTools
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

آبان 1388

مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385


آرشیو موضوعی

بیست ویک * 1 *


پیوندها

000
شعر های زیبا
کوییلو
چپ کوک
آرش حجازی
انتشارات کاروان
من او ندارم !
زنانه ترین اعترافات حوا
اعترافات قدیم حوا
اتفاقات ساده یک اهری
این وبلاگ بد آموزی دارد !
مطرود
سنجاق قفلی
بی دل
گل یخ
دولت عشق
نقلی
آدم برفی
ذهن خاکستری (مهرنوش محتشمی)
DESERTER
کورال
گلاره و نارنج طلا
شاعرانه ها
یادداشت هایی از جنس یک دانشجو
دیر تش باد (فارسی)
نانی
پریا
دنیز
خاطرات
شازده کوچولو
هزارویک نامه
کتابامون
صفای سادگی
راز
دختر اردیبهشتی
جوراب پاره(دختراردیبهشتی)
خط خوردگی صحیح است
لولیان
spotlight
الهه مهر
کلبه ویوارا
یادداشت های دختر دستفروش مترو
معلم کوچولو
باز هم از سر نو (کوروش علیانی)
Enkratic (دانیال)
دانیال کشانی 1
دانیال کشانی 2
گل مریم
میز غذا
ایران آی تی
گفتوگوی هارمونیک
blogskin
آوای دل
علی وارم
اسپریچو
علم اعداد
دکتر شیری
sarirshare
آی تک
من فقط یک زن
منم آرش
روزنامه نگاران ایرانی
کتابخانه مجازی ایران
دانلود رایگان انواع کتاب
وبلاگ گروهی دودردو
2 * 2
راوی - وب سایت کتاب های صوتی
وبلاگ سایت فکرنو
سایت فکرنو
tinypic
freeimagehosting
آموزش ساخت قالب وبلاگ
پارسا شاپ
آموزش فوتوشاپ
آپلود عکس و فايل در بهاربيست
بهاربيست
قالب خوشم اومد
آپلود موسیقی4shared
Utopia
Yahoo! Messenger 8.0.0.682
یه مرجع
ری را
زهرا
پادراز
ماه هفت شب
ننه عنکبوت
نقد آنلاین کتاب
از قلب کویر
آشپز باشی
پایگاه اطلاع رسانی تنظیم خانواده
همون بالایی
مهر و ماه
مهارت های زندگی( تبیان )
شهاب مرادی
گاو خونی ( حسین نوروزی و بانو )
آموزش آنلاین هنر خوشنویسی
معرفی سایتها و بهترینهای اینترنت
موسسه تحقیقاتی اسرا
آیین زندگی (دکتر مجد)
شورای کتاب کودک
بانک اطلاعات نشریات کشور
پاتوق کتاب
کتاب دا
کادوس
بریم بازی
خانم شین
آقای الف
خر مرد رند
نمکی
زن روزهای ابری
ایران صدا
دانلود رایگان منابع تافل
جوک انگلیسی
داستان کوتاه
هزارویک روزنه
همه نوشت
shout
sunjoon
من و سایه ام
کاپیتانی بدون هواپیما
مام(مادران امروز)
کنکور و رشته ام بی ای(ارشد)
ماهنامه شهرزاد
ایران شف
نمایشگاه مجازی کتاب
بانک اطلاعات جامع آشپزی
تلاوت قرآن کریم
olc
فروغ
فرنود
عرفان نظر آهاری
عشق من پرواز
theme
کدهای آپدیت nod32
آپدیت nod32
آپدیت nod32
لنگدراز
تازه ترین اخبار آی تی
مرجع دانلود فارسی زبانان: کویر آن لاین
میهن دانلود
حروفچین کتاب زندگی
از زندگی
سرویس هاست رایگان XM
خداجون یه کمی وقت داری ؟
sharedtalk
روانشناسی و عشق و داستان
قالب پیچک
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin


خطاطي نستعليق آنلاين ليست وبلاگهای به روز شده