تبليغاتX
ل ی د و

می شود پرده چشمم پر کاهی  ...  گاهی

دیده ام هر دو جهان را به نگاهی  ...    گاهی

مقصد عشق بسی طول و دراز است ولی

طی شود جاده صد ساله به آهی ...    گاهی

در طلبــــــــــ کوش و مده دامن امیـــد زکف

دولتی هست که یابی سر راهی ...    گاهی

 

* این چند بیت رو چنان عمیق و آروم می خونه که

باورش خیلی خیلی ملموس می شه برام  که

دولتی هست که یابم سر راهی

گاهی ...                                 ۲۱ آبان ۸۶

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 0:12 قبل از ظهر  توسط لیدو 

 کسی اولویت زندگیت باشه  که ...

 تو فقط براش یه انتخاب  میون بسیار انتخاب باشی ...

 چی می شه ؟ ؟ ؟   

. . .

آشفتگی هم                                    ۱۹ آبان ۸۶

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 6:53 بعد از ظهر  توسط لیدو  | 

سالها پیش  یه دوست عزیز یه کاست هدیه داد بهم

با صدای" بیژن بیژنی " ...خدا چه نعمتهایی رو برهان قدرت خودش کرده

 والله احسن الخالقین

امروز  که بهش گوش می دم  دلم می خواد شعرش رو بنویسم

حیف که بلد نیستم موسیقی  بذارم اینجا. . .

 بیا ... بیا...  دلدار من  ... دلدار من ...

در آ... در آ... در کار من ... در کار من ...

تویی ... تویی ... گلزار من ... گلزار من ...

بگو ... بگو ... اسرار من ... اسرار من ...

...

تویی... تویی... هم کیش من ... هم کیش من ...

تویی ... تویی ... هم خویش من ... هم خویش من ...

هر جا روم با من روی ... با من روی ...

هر منزلی محرم شوی ... محرم شوی ... محرم شوی ...

...

روز و شبم مونس تویی ... مونس تویی ...

 دام مرا خوش آهویی ... خوش آهویی ...

...

ای شمع من بس روشنی  ... بس روشنی ...

در خانه ام چون روزنی ... چون روزنی ...

...

 بیا ... بیا ... دلدار من ... دلدار من ...

در آ ... در آ ... در کار من ... در کار من ...

تویی ... تویی ... گلزار من ... گلزار من ...

بگو ... بگو ... اسرار من ... اسرار من ...

...                                                              ۱۵ آبان ۸۶

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 2:33 بعد از ظهر  توسط لیدو  | 

کلمه "دوست  "

حس  ه

عجیب      

گیرا  

و   گرمی   

در قلب و روحم زنده می شه  . 

شاید به  رابطه  سرشار از صداقت دوستانم بر می گرده .

 شاید به همین دلیل  وقتی کسی من رو دوست خطاب می کنه

 احساس می کنم  یه صداقت و بی  نیرنگی  پر رنگی میونمون شکل گرفته .

البته 

این خطر هم هست که  حساسیت به این شکل  نمای واقعیت رو کم رنگ کنه

پس آگاهانه به حسم میدان می دم

این جوری بهتره .

یه جایی خوندم :

لذت داشتن يه دوست خوب

 توي يه دنياي بد       مثل

 خوردن يه فنجون شكلات گرم زير برفه !

 درسته که هوا رو گرم نميکنه

ولی دلتو گرم ميکنه .

. . .                  ۸ ابان ۸۶

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 7:15 بعد از ظهر  توسط لیدو  | 

از  ندونستن خودم به درد اومدم وقتی فهمیدم :

کارگران مشغول به کار در مراکز تولید نایلون‌هاي مشكي رنگ، مبتلا به انواع بیماری‌های ریوی، پوستی و سرطان‌های رایج هستند.


به گزارش «جهان»، نایلون‌های مشکی که برای استفاده شهروندان در اختیار آن ها قرار می گیرد، کاملا" غیر بهداشتی و سرطان زا است. کارگران مشغول به کار در مراکز تولید این‌گونه نایلون ها مبتلا به انواع بیماری های ریوی، عصبی، پوستی و سرطان های رایج هستند.

یک سرپرست مرکز تولید نایلون‌های مشکی در گفت و گو با«جهان»، گفت: این نایلون های مشکی ترکیبی از خون خشک شده، نایلون های اجساد سردخانه ها، لباس های به جا مانده از اجساد تصادف ها و انواع زباله‌های کثیف است.
وی افزود: متأسفانه هم خودم مبتلا به سرطان شده ام و هم تمام کارگرهای من مبتلا به انواع بیماری‌ها شده اند.
این سرپرست مرکز تولید نایلون های مشکی خاطرنشان کرد: من به طور کامل تولید این نایلون ها را کنار گذاشته ام و فکر می کنم بیماری سرطانم جریمه این عمل خلافم بوده است.
وي گفت: پس از مدت چند سال كار مداوم براي توليد اين نايلون ها اكنون 2 تا 3 بار در روز خون بالا مي آورم و خود را در چنگال مرگ مي بينم.
وي در پایان با اشاره به اعلام وزارت بهداشت مبني بر غير بهداشتي بودن اين نايلون‌ها، گفت: با اين وجود تا امروز هيچ گونه نظارت جدي از سوي وزارت بهداشت براي جلوگيري از توليد و توزيع اين نوع مواد خطرناك صورت نگرفته است ، اما امیدوارم وزارت بهداشت به طور جدی این مسئله را پیگیری کرده و بساط آن را جمع کند.

خبر از اینجاست                                                 ۵ آبان ۸۶

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آبان 1386ساعت 1:41 قبل از ظهر  توسط لیدو  |