زیر باران بيا قدم بزنيم نو بگوييم و نو بينديشيم و ز باران كمي بياموزيم كم بباريم اگر، ولي همه جا چتر را تا كنيم و خيس شويم سخن از عشق خود بخود زيباست قلم زندگي به دست دل است «سالكم» قطره ها در انتظار تواند مجتبي كاشاني ۵ دیماه ۸۲ ۷بهمن۸۶
حرف نشنيده اي به هم بزنيم
عادت كهنه را به هم بزنيم
كه بباريم و حرف كم بزنيم
عالمي را به چهره نم بزنيم
لحظه اي پشت پا به غم بزنيم
سخن عاشقانه اي به هم بزنيم
زندگي را بيا رقم بزنيم
زير باران بيا قدم بزنيم
+ یکشنبه هفتم بهمن 1386زمان 14:50 - لیدو |
تا با غم عشق تو مرا کار افتاد
بیچاره دلم در غم بسیار افتاد بسیار فتاده بود اندر غم عشق اما نه چنین زار که این بار افتاد عاشق و . . . آزاده و . . . جاودانه و ابدی . . . شدم تا ابد عاشق و آزاده باشی * تو ۷ بهمن ۸۶
+ یکشنبه هفتم بهمن 1386زمان 13:26 - لیدو |