از امروز شروع می شه . امروز بیست و ششم تیرماه هشتاد و هفت . این یه دوره بیست و یک روزه برای منه . از دست دادن فرصت و امروز و فردا کردن حسابی منو پیش خودم خجالت زده کرده . دیگه روی دیدن خودمو ندارم . یه فرصت به " من " می دم . یه حجم معینی از درس رو تعیین می کنم که با تواناییم تناسب داشته باشه .نه خیلی زیاد که بخوام شاخ غولو بشکنم نه اونقدر کم که باز تو دلم به خودم بخندم . دیروز و همچنین امروز می خوام اون " تعیین مقدار " رو انجام بدم این جوری که دارم اندازه می گیرم که مثلن برای این سری لغت زبان چقدر وقت مصرف می کنم و به همون نسبت برا بقیه روزا کار بذارم . بعد از تعیینش اینجا می نویسم . بیست و یک روز به خودم وقت می دم . اگر این حد تعیین شده اجرا شد . . . خوب پس واقعن می خوام درس بخونم و ادامه می دم . اگر نه . . . دیگه حرف درس خوندنو تو مغزم هم نمی زنم .در ضمن به یه عده اونایی که طرف قرارداد کردمشون پنجاه هزار تومن خیلی خب قرار مشخص شد . حق هیچ توجیهی ندارم . راستی موفق شدم هم جشن می گیرم . روز بیست و یکم می شه : پونزده مرداد خب من رفتم
تقدیم می کنم . اولین نفر میرا که دیشب با هاش حرف زدم .
هیچ بهانه ای از طرف من مورد قبول نیست . حتا مردن .
مقدار قرار رو هم اینجا می نویسم .
هر کی می خواد جشن بیاد برام فکرای خوب و انرژی بفرسته .![]()
![]()
+ چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387زمان 5:53 - لیدو |