آرامش ساحلت رو بر هم زدم
تنهایی شبت رو پر از صدا .
تو حیاط خونه قدم می زدم
لاله عباسی ها از سوزان آفتاب تابستون نفسی دارن می کشن
خودشون رو رها می کنن و عطرشون تو سرمای هوا بیرون نگهم می داره
محبوبه شب که غوغا کرده
چه رایحه هوش بری
و آرام شب ، با چشمهای گیرا ، خواهش می کنه زیر آسمونش بمونم
می خواد زیباترین تنهاییش رو تو کم سوی ستاره هاش با هم سهیم بشیم
کنارش می مونم .
من نمی تونم دل نسیم رو بشکنم
وقتی می خواد با شوق با انگشتام بازی می کنه
بهش بگم خیلی سردی
ولی تا ساعتها از سرمای انگشتام خوابم نمی بره .
لیدو
دلم برای پچ پچ با گوش ماهی های ساحلت
سخت
بی تاب شده و تنگ . ۱۶ مهر ۸۶