تبليغاتX
ل ی د و - 2799
لیدو ...

آرامش ساحلت رو بر هم زدم

تنهایی شبت رو پر از صدا .

تو حیاط خونه قدم می زدم

لاله عباسی ها از سوزان آفتاب تابستون نفسی دارن می کشن

 خودشون رو رها می کنن و عطرشون تو سرمای هوا بیرون نگهم می داره

محبوبه شب که غوغا کرده

چه رایحه هوش بری

و آرام شب ، با چشمهای گیرا ، خواهش می کنه زیر آسمونش بمونم

 می خواد زیباترین تنهاییش رو تو کم سوی ستاره هاش با هم سهیم بشیم

کنارش می مونم .

من نمی تونم دل نسیم رو بشکنم

وقتی می خواد با شوق با انگشتام بازی می کنه

بهش بگم خیلی سردی

ولی تا ساعتها از سرمای انگشتام خوابم نمی بره .

لیدو

دلم برای پچ پچ با گوش ماهی های ساحلت

سخت

بی تاب شده و تنگ .                                         ۱۶ مهر ۸۶

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم مهر 1386ساعت 11:40 بعد از ظهر  توسط لیدو