3039
توی کارتون " شهر ارواح " یه موجود سیاهی هست همه چی رو می بلعه و سیرمونی نداره . اون دخترک میاد- جایزه مهربونیش- رو به هاش قسمت می کنه . جایزه مهربونی رو از پادشاه رودخانه گرفته بود . اون موجود سیاه بعد از بلعیدن اون تیکه جایزه شروع به بالا آوردن می کنه . هی بالا میاره هر چی رو بلعیده تا کم کم سبک می شه و می تونه لبخند بزنه و اون عطش بلعیدن که نتیجه یه زخم بود رو از دست می ده .
من دارم روحم رو بالا میارم و این هم سبکی داره هم درد .خیلی عجیبه خودم می پرسم که برا چی دارم بالا میارم و حرف می زنم و خودم هم جواب می دم .باید بالا بیارمشون . بیاد به سطح و ازم کنده بشه بره . یاد ترازنامه افتادم .من ننوشتم . می گم و می گم و می گم. هرچند گاهی خیلی سخته و ایشون می گن این درد زایمان ه . زادن اونچه درونت هست و باید از دستش راحت بشم .
فعلن خوبم .
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 1:9  توسط لیدو

